طغرل بیکلغتنامه دهخداطغرل بیک . [ طُ رِ / رُ ب َ ] (اِخ ) (طغرل اول ) محمدبن میکائیل بن سلجوق بن دقاق ، ملقب به رکن الدین و الدوله ، المکنی به ابوطالب (429 تا 455 هَ . ق .). درراحةا
طغرللغتنامه دهخداطغرل . [ طُ رِ / رُ ] (اِخ ) ابن ارسلان ، السلطان الاعظم رکن الدنیا و الدین معز الاسلام و المسلمین ، ابوطالب طغرل بن ارسلان قسیم امیرالمؤمنین (طغرل ثالث ) (573
طغرللغتنامه دهخداطغرل . [ طُ رِ / رُ ] (اِخ ) ابن سنقربن مودود. چهارمین تن از اتابکان سلغری (591 تا 599 هَ . ق .). لقب وی قطب الدین است . پادشاهی هنرپرور و معدلت گستر بود و در ب
طغرللغتنامه دهخداطغرل . [ طُ رِ / رُ ] (اِخ ) ابن محمدبن ملکشاه ابوطالب رکن الدین طغرل بن محمدبن ملکشاه یمین امیرالمؤمنین (طغرل ثانی ) (526 تا 528 هَ . ق .). سلطان طغرل از سلاط
طغرللغتنامه دهخداطغرل . [ طُ رِ/ رُ ] (ترکی ، اِ) نام مرغی است شکاری : الا تا بانگ درّاج است و قمری الا تانام سیمرغ است و طغرل . منوچهری .دل تیهو از چنگ طغرل بداغ رباینده باز از
ابوطالبلغتنامه دهخداابوطالب . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) طغرل بیک ، محمدبن میکائیل بن سلجوق بن دقاق ملقب به رکن الدین . رجوع به محمد... شود.
داودلغتنامه دهخداداود.[ وو ] (اِخ ) ابن میکائیل سلجوقی جغری بیک . مکنی به ابوسلیمان برادر طغرل بیک مؤسس سلسله ٔ سلجوقیان است وبفرمان برادر حکومت خراسان داشت . مردی عالم و عادل
دامغانیلغتنامه دهخدادامغانی . (اِخ ) محمد علی قاضی از معاصران سلطان طغرل بیک و ابونصر کندری وزیر، کندری این مرد را تربیت کرد تا قائم خلیفه ٔ عباسی و سلطان طغرل بیک قضاء بغداد بدو د
ابوطالبلغتنامه دهخداابوطالب . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) رکن الدین طغرل بیک برادرچغری بیک . رجوع به محمدبن میکائیل بن سلجوق ... شود.
قتلمشلغتنامه دهخداقتلمش . [ ] (اِخ ) ابن اسرائیل عموزاده ٔ سلطان طغرل بیک است . سلطان طغرل بیک وی را با قریش بن بدران عقیلی به جنگ بساسیری فرستادو چون بنی عقیل با قریش مکر کردند