طاللغتنامه دهخداطال . [ لِن ْ ] (ع ص ) منهل ٌ طال ؛ چشمه ٔ چغزلاوه برآورده . || لیل ٌ طال ؛ شب تاریک . (منتهی الارب ).
قاطعالمنیلغتنامه دهخداقاطعالمنی . [ طِ عُل ْم َ نی ی ] (ع ص مرکب ) هر دوائی مسخن مجفف است مانند سداب و شاهدانه و یا مبرد و مخدر مانند افیون و کاهوو یا مبرد قوی مانند کافور. (فهرست مخ