طریقةلغتنامه دهخداطریقة. [ طَ ق َ ] (اِخ ) نام کاهنه ٔ حمیریة که زوجه ٔ امروءالقیس بن عمرو ملقب به ماءالسماء بود. وی هنگامی که سطیح و شق متولد گشتند آن دو مولود را طلبید و آب دهن
طریقةلغتنامه دهخداطریقة. [ طَ ق َ ] (ع اِ) راه . طریق . || حالت که بر آن باشی . یقال : مازال فلان علی طریقة واحدة؛ ای علی حالة واحدة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || عادت . خو. دأ
طریقةلغتنامه دهخداطریقة. [ طِرْ ری ق َ ] (ع اِمص ) سستی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الرخاوة و اللین . (اقرب الموارد). ومنه المثل : تحت طریقتک لَعِنْدَأوة؛ یعنی در تحت سستی و ان
طریقهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسلوب، راه، روال، روش، روند، سیاق، شق، شیوه، طرز، طریق، طور، نمط، وجه، وسیله، وضع ۲. رسم، قاعده، قانون ۳. آیین، سنت، کیش، مذهب، مسلک ۴. خو، رفتار، سیرت، عادت
طریقهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. حالت.۲. [مجاز] راه و روش.۳. [قدیمی، مجاز] سیرت.۴. [قدیمی] مذهب.
طریقه ٔ شمسلغتنامه دهخداطریقه ٔ شمس . [ طَ ق َ / ق ِ ی ِ ش َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عبارت است از دائرةالبروج ، چنانچه در ضمن لفظ دائره بیان آن گذشت . (کشاف اصطلاحات الفنون ).
طریقه ٔ محترقهلغتنامه دهخداطریقه ٔ محترقه . [ طَ ق َ / ق ِ ی ِ م ُ ت َ رِ ق َ / ق ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نزد منجمین مدت طی کردن قمر مسافت این پانزده درجه از نوزدهم درجه ٔ میزان که مح
طریقه ٔ نیرهلغتنامه دهخداطریقه ٔ نیره . [ طَ ق َ / ق ِ ی ِ ن َی ْ ی ِ رَ / رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بودن قمر است میان درجه ٔ شرف آفتاب و شرف خود.