طراحةلغتنامه دهخداطراحة. [ طَرْ را ح َ ] (ع اِ) فرشی است . یک قسم گستردنی است : فقد ذکر ان اتابک سلطان دمشق ، طلب محتسباً، فذکر له رجل من اهل العلم ، فامر باحضاره ، فلما نظره ، ق
طراحلغتنامه دهخداطراح . [ طُرْ را ] (اِخ ) دهی از دهستان نهرهاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز، واقع در 34هزارگزی شمال باختری اهواز کنار کرخه ، کنار راه شوسه ٔ اهواز به سوسن گرد. دشت
طراحفرهنگ مترادف و متضاد۱. طرحریز، ۲. مدلساز، ۳. نقشهکش، ۴. نگارگر، نقاش ۵. طرحکننده، سئوالساز ۶. برنامهریز
deviseدیکشنری انگلیسی به فارسیطراحی شده، وصیتنامه، اری بری، اری گذاری، تدبیر کردن، درست کردن، تعبیه کردن، اختراع کردن