طبعآزمائیلغتنامه دهخداطبعآزمائی . [ طَ زْ / زِ ] (حامص مرکب ) امتحان طبع شعر. آزمایش قریحه ٔ شاعری : نه از کین بروی تو تیغ آختم نه از دشمنی بر تو خنجر زدم بطبعآزمائی هجا گفتمت پی امت
طَبَعَفرهنگ واژگان قرآنمُهر زد ( بر دل مهر زدن کنايه از اين است که راه ورود هدايت و نور به آن دل را ببندند همانطور که وقتي چيزي را مُهر وموم مي کنند چيزي نمي تواند به آن وارد شود.)
طُبِعَفرهنگ واژگان قرآنمُهر زده شد ( بر دل مهر زدن کنايه از اين است که راه ورود هدايت و نور به آن دل را ببندند همانطور که وقتي چيزي را مُهر وموم مي کنند چيزي نمي تواند به آن وارد شود.
طبعفرهنگ مترادف و متضاد۱. چاپ، نشر ۲. خو، سرشت، شیمه، منش، نهاد ۳. ذوق، قریحه، شاعری ۴. تمایل، گرایش، رغبت، میل ۵. قریحه، استعداد ۶. طبیعت، مزاج ۷. ذائقه ۸. رغبت، میل ۹. هریک از چهار
کامل خراسانیلغتنامه دهخداکامل خراسانی . [ م ِ ل ِ خ ُ ] (اِخ ) مؤلف ریاض العارفین آرد: اسم شریفش ملامحمد اسماعیل و اصلش از قریه ٔ ارغد بوده و سالها تحصیل کمالات نمود. به صحبت اکابر دین
بیشلغتنامه دهخدابیش . (ص ، ق ) زیادتی و افزونی . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). زیادت . زیاده . بَس . بسیار. افزون . فزون . علاوه .مقابل کم . وَس . کثیر. (یادداشت مؤلف ) : ب
اسم مصدرلغتنامه دهخدااسم مصدر. [ اِ م ِ م َ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اسم مصدر در عربی : ابن مالک در الفیة گوید : بفعله المصدر الحق فی العمل مضافاً او مجرداً او مع اَل ان کان فع
رایلغتنامه دهخدارای . (اِ) رأی . (ناظم الاطباء). فکر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (بهار عجم ) (ارمغان آصفی ) (ناظم الاطباء) (از شعوری ج 2ورق 16) (مجموعه ٔ مترادفات ).اندیشه . (آ
طبعآزمائیلغتنامه دهخداطبعآزمائی . [ طَ زْ / زِ ] (حامص مرکب ) امتحان طبع شعر. آزمایش قریحه ٔ شاعری : نه از کین بروی تو تیغ آختم نه از دشمنی بر تو خنجر زدم بطبعآزمائی هجا گفتمت پی امت