طبزلغتنامه دهخداطبز. [ طَ ] (ع مص ) آرامش کردن با زن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (شمس اللغات ).جماع کردن با زن . (قاموس ). || (اِ) پری هر چیزی . (منتهی الارب ) (منتخب اللغ
طبزلغتنامه دهخداطبز. [ طِ ] (ع ص ، اِ) سنگ بزرگ از کوه . (منتهی الارب ). || کرانه ٔ قویتر از کوه . (منتهی الارب ). جانب کوه . (شمس اللغات ). || شتر دوکوهانه . (منتهی الارب ) (م
شترلغتنامه دهخداشتر. [ ش ُ ت ُ ] (اِ) اُشْتُر، جانوری پستاندار عظیم الجثه از گروه نشخوارکنندگان که خود تیره ای خاص را به وجود می آورد. این پستاندار بدون شاخ است ولی دارای دندان
ابن طبرزدلغتنامه دهخداابن طبرزد. [ اِ ن ُ طَب َ زَ ] (اِخ ) موفق الدین ابوحفص عمربن ابی بکر، محمدبن معمربن احمدبن یحیی . محدث بغدادی . مولد او به 516هَ .ق . و از آنکه او در محله ٔ دا