طبرسالغتنامه دهخداطبرسا. [ طَ ب َ ] (اِخ ) یکی از دهات بلوک فخر عمادالدین از توابع استرآبادرستاق که در وقفنامه ٔ مورخ سال 989 هَ . ق . / 1581 م . در تصرف سادات شیرنگ میباشد، نامی
طبرسیلغتنامه دهخداطبرسی . [ طَ ب َ] (اِخ ) محمدبن فضل . صاحب روضات در ذیل ترجمه ٔ فضل بن حسن طبرسی گوید: در باب محامده از کتاب امل الاَّمل شرح حال مردی ، مکنی به ابی علی طبرسی که
طبراخیلغتنامه دهخداطبراخی . [ طَ ] (ص نسبی ) منسوب است به طبراخ که لقب جدّ ابوالحسن علی بن ابی هاشم عبیداﷲبن الطبراخ الطبراخی از اهل بغداد است . (سمعانی ).
طبراخلغتنامه دهخداطبراخ . [ طَ ] (اِخ ) لقب والد علی بن هاشم محدث . (یا آن طِمراخ به میم است ). (منتهی الارب ).
طبرشانهلغتنامه دهخداطبرشانه . [ طَ ب َ ن َ ] (اِخ ) یکی از شهرهای اندلس که بندر است . (الحلل السندسیة ج 1 ص 117).
طبرسیلغتنامه دهخداطبرسی . [ طَ ب َ] (اِخ ) محمدبن فضل . صاحب روضات در ذیل ترجمه ٔ فضل بن حسن طبرسی گوید: در باب محامده از کتاب امل الاَّمل شرح حال مردی ، مکنی به ابی علی طبرسی که
طبراخیلغتنامه دهخداطبراخی . [ طَ ] (ص نسبی ) منسوب است به طبراخ که لقب جدّ ابوالحسن علی بن ابی هاشم عبیداﷲبن الطبراخ الطبراخی از اهل بغداد است . (سمعانی ).
طبراخلغتنامه دهخداطبراخ . [ طَ ] (اِخ ) لقب والد علی بن هاشم محدث . (یا آن طِمراخ به میم است ). (منتهی الارب ).
طبرشانهلغتنامه دهخداطبرشانه . [ طَ ب َ ن َ ] (اِخ ) یکی از شهرهای اندلس که بندر است . (الحلل السندسیة ج 1 ص 117).