تباعةلغتنامه دهخداتباعة. [ ت َ ع َ ] (ع مص ) از پی فراشدن یا با کسی رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). پس روی کردن کسی را و در پی کسی رفتن و لاحق گردیدن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطب
تباعةلغتنامه دهخداتباعة. [ ت ِ ع َ ] (ع اِ) عاقبت بد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تَبِعَة. (منتهی الارب ). تبعت .
طاعةلغتنامه دهخداطاعة. [ ع َ ] (ع اِمص ) طاعت . رجوع به طاعت شود. نزد فرقه ٔ معتزلة سازواری با خواست حق و نزد اهل سنت و جماعت سازواری با فرمان حق است ، بی آنکه با خواست او عزاسم
شمشیرسازیلغتنامه دهخداشمشیرسازی . [ش ِ / ش َ ] (حامص مرکب ) صنعت ساختن شمشیر. (ناظم الاطباء). طباعة. (منتهی الارب ). رجوع به شمشیرساز شود.