طباطبةلغتنامه دهخداطباطبة. [ طَ طِ ب َ ] (اِخ ) (مشهد...) مشهدالطباطبة در قبرستان مصر (قاهره ) متعلق به خاندان طباطبا است . (از تاج العروس ).
طباطبائیلغتنامه دهخداطباطبائی . [ طَ طَ ] (اِخ ) قاسم بن محمدحسنی حسینی طباطبائی قهپائی . سیدی عالم و فاضل و محدثی ماهر بوده و از استاد خود شیخ بهائی و نظایر وی روایت کرده و از مشای
طباطبائیلغتنامه دهخداطباطبائی . [ طَطَ ] (اِخ ) سیدمحمد سعید فرزند سراج الدین قاسم پسر سیدمحمد طباطبائی . وی از علمای امامیه ٔ قرن یازدهم هجری است . او راست : حاشیه بر حاشیه ٔ تهذیب
طبابةلغتنامه دهخداطبابة. [ طِ ب َ ] (ع اِ) نورد ابر. || ریگ . || دراز از زمین و ابر و چرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). زمین .هامون در یکدیگر پیوسته . (مهذب الاسماء). ج ، طباب ، ط
طباطبیلغتنامه دهخداطباطبی . [ طَ طِ ] (اِخ ) حسین بن کمال الدین . او را در علم هیئت کتابی است مختصر به نام «السبعالشداد» که بسال 1309 هَ . ق . در دهلی هندبطبع رسیده است . (معجم ال
طباطبائیلغتنامه دهخداطباطبائی . [ طَ طَ ] (اِخ ) قاسم بن محمدحسنی حسینی طباطبائی قهپائی . سیدی عالم و فاضل و محدثی ماهر بوده و از استاد خود شیخ بهائی و نظایر وی روایت کرده و از مشای
طباطبائیلغتنامه دهخداطباطبائی . [ طَطَ ] (اِخ ) سیدمحمد سعید فرزند سراج الدین قاسم پسر سیدمحمد طباطبائی . وی از علمای امامیه ٔ قرن یازدهم هجری است . او راست : حاشیه بر حاشیه ٔ تهذیب
طبابةلغتنامه دهخداطبابة. [ طِ ب َ ] (ع اِ) نورد ابر. || ریگ . || دراز از زمین و ابر و چرم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). زمین .هامون در یکدیگر پیوسته . (مهذب الاسماء). ج ، طباب ، ط
طباطبیلغتنامه دهخداطباطبی . [ طَ طِ ] (اِخ ) حسین بن کمال الدین . او را در علم هیئت کتابی است مختصر به نام «السبعالشداد» که بسال 1309 هَ . ق . در دهلی هندبطبع رسیده است . (معجم ال