طبائیلغتنامه دهخداطبائی . [ طَ ] (اِخ ) ابوالقاسم عبدالرحمن بن احمدبن علی بن احمد خطیب طبائی . از مردم قریه ٔ طبا در یمن . وی از فقیه قاسم بن عبداﷲ قرشی سماع کرد و ابوالقاسم هبةا
طبایعفرهنگ مترادف و متضاد۱. طبیعتها، سرشتها، نهادها ۲. سجایا، خویها ۳. مزاجها، طبعها ۴. طبع، قریحه ۵. چهار عنصر
طائیلغتنامه دهخداطائی . (ص نسبی ) منسوب به طی که پدر بطنی است . (منتهی الارب ). و از جمله حاتم از اسخیاء معروف عرب که از قبیله ٔ طی بوده است : آنی تو که گر زنده شودحاتم طائی علم
طائیةلغتنامه دهخداطائیة. [ ی ی َ ] (اِخ ) نام سال نهم بعثت رسول صلوات اﷲ علیه از سیزده سال توقف آن حضرت در مکه .
طبالغتنامه دهخداطبا. [ طُ ] (اِخ ) دیهی است از دیه های یمن . (معجم البلدان ). و منسوب بدان طبائی است . (سمعانی ).
طائیلغتنامه دهخداطائی . (ص نسبی ) منسوب به طی که پدر بطنی است . (منتهی الارب ). و از جمله حاتم از اسخیاء معروف عرب که از قبیله ٔ طی بوده است : آنی تو که گر زنده شودحاتم طائی علم
طائیةلغتنامه دهخداطائیة. [ ی ی َ ] (اِخ ) نام سال نهم بعثت رسول صلوات اﷲ علیه از سیزده سال توقف آن حضرت در مکه .
طائیلغتنامه دهخداطائی . (اِخ ) (الَ ...) یکی از شیوخ رواة حدیث که در روزگار ابوداود به اصفهان آمد. نامش نامعلوم است . پاره ای از متأخرین گویند: محتمل است که شیخ مزبور یحیی بن ع
طائیلغتنامه دهخداطائی . (اِخ ) احمدبن محمد الطائی یکی از سرکردگان امراء در عصر عباسیان المعتمد علی اﷲ در سال 271 هَ . ق . به دست خویش لواء مدینه ، طریق مکه ، و سپس ولایت کوفه و