طالوتلغتنامه دهخداطالوت .(اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن علی بن ابی طالب بن سوید تکریتی تاج الدین بن نصرالدین بن وجیه الدین . او در سال 683هَ . ق . متولد شده است و از عمربن قواس سماع ک
طالوتلغتنامه دهخداطالوت . (اِ) نهر طالوت . نوعی نبیذ است به نام نهرطالوت . ابن عبد ربه در عقدالفرید آورده که اهالی کوفه ، نبیذ را، نهر طالوت مینامیده اند و قال شاعرهم :اشرب علی ط
طالوتلغتنامه دهخداطالوت . (اِخ ) ابن ازهر. شاعری است مُقل ، و مملوک بوده است . (فهرست ابن الندیم ص 233).
طالوتلغتنامه دهخداطالوت . (اِخ ) ابن اعصم الیهودی . این شخص یکی از کسانی است که به خلق قرآن قائل بوده ، و ابان بن سمعان از او، و جعدبن درهم از ابان در این قول پیروی کرده است . و
تعلوطلغتنامه دهخداتعلوط. [ ت َ ع َ وُ ] (ع مص ) آویختن و به خود چفسانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
طَالُوتُفرهنگ واژگان قرآنپادشاه و فرمانده اي در بني اسرائيل که به فرمان الهي که توسط پيامبر زمانش ابلاغ شد منصوب گرديد
نهر طالوتلغتنامه دهخدانهر طالوت . [ ن َ رِرِ ] (اِ مرکب ) شراب . (یادداشت مؤلف ) : اشرب علی طرب من نهر طالوت حمراء صافیة فی لون یاقوت .(عقدالفرید ج 8 ص 87) (یادداشت مؤلف ).
ابن طالوتلغتنامه دهخداابن طالوت . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) یکی از رؤسای متکلمین زندقه (مانویّه ) که به اسلام تظاهر میکرده . (ابن الندیم ).
طَّاغُوتَفرهنگ واژگان قرآنبسيار طغيانگر - طغيانگري که با معبود واقع شدن براي ديگران آنان را هم به طغيان مي کشد (اين کلمه در مذکر و مؤنث و مفرد و تثنيه و جمع ، مساوي است و تغيير نميکند )
نهر طالوتلغتنامه دهخدانهر طالوت . [ ن َ رِرِ ] (اِ مرکب ) شراب . (یادداشت مؤلف ) : اشرب علی طرب من نهر طالوت حمراء صافیة فی لون یاقوت .(عقدالفرید ج 8 ص 87) (یادداشت مؤلف ).
ابن طالوتلغتنامه دهخداابن طالوت . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) یکی از رؤسای متکلمین زندقه (مانویّه ) که به اسلام تظاهر میکرده . (ابن الندیم ).
فَصَلَ بـِفرهنگ واژگان قرآنبيرون برد (عبارت "فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِـﭑلْجُنُودِ " يعني طالوت سپاهيانش را (از مقرّشان)بيرون برد)
اشموئیللغتنامه دهخدااشموئیل . [ اِ ] (اِخ ) پیغمبری از یهود بود که طالوت را بسلطنت بنی اسرائیل برگزید. صاحب حبیب السیر آرد: در وقتی که عالی نام امام مدبر بنی اسرائیل بود. اشمویل عل