طالعبینلغتنامه دهخداطالعبین . [ ل ِ ] (نف مرکب ) فالگیر. آن که دعوی پیشگوئی آینده ٔ مردمان کند و از مترادفات این لفظ: طالعگیر. طالعگوی . و در تداول عامه سر کتاب بازکن باشد.
طالع بینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه بهوسیلۀ رمل و کتاب، طالع مردم را میبیند و بختواقبال و سرنوشت کسی را پیشگویی میکند؛ فالگیر.
طالعبینیلغتنامه دهخداطالعبینی . [ ل ِ ] (حامص مرکب ) شغل و پیشه ٔ آنکه سر کتاب بازکن باشد. فالگیری . طالعگوئی . طالعگیری .
طالعینلغتنامه دهخداطالعین . [ ل ِ ع َ ] (ع ص ، اِ) تثنیه ٔ طالع : این هر دو رگ را که بدین هر دو گرده آمده است [ از جگر ]، الطالعین گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).