۱. [مجاز] بخت؛ اقبال؛ سرنوشت.
۲. جزئی از منطقةالبروج در افق شرقی که قدما معتقد به نحوست یا سعادت آن در زمان مورد نظر خود بودهاند.
۳. [قدیمی] تفٲلی که از طلوع ستاره بزنند راجع به سعد یا نحس.
۴. (صفت) [قدیمی] طلوعکننده.
〈 طالع میمون: [قدیمی، مجاز] طالع مبارک؛ طالع خجسته؛ طالع فرخنده؛ بخت فرخنده؛ طالع سعد؛ طالع مسعود؛ طالع همایون.
بخت
۱. اختر، اقبال، بخت، دولت، شانس، فال، هور ≠ ادبار
۲. نصیب، قسمت، سرنوشت
۳. برآینده، ≠ افولکننده، آفل، طلوعکننده، شارق
ascending, fortune, hazard, horoscope, omen, renascent, rising, star