تآفلغتنامه دهخداتآف . [ ت َ ] (اِخ ) سیاستمدار اتریشی که بسال 1833 م . در وین متولد شد و بسال 1895 درگذشت .
طافحلغتنامه دهخداطافح . [ ف ِ ] (ع ص ) مست پر از شراب که از خود خبر ندارد. (منتهی الارب ). بدمست که پر شده باشد از شراب . (غیاث اللغات ). مست طافح که بیش نتواند آشامید. پر از شر
طافحةلغتنامه دهخداطافحة. [ ف ِ ح َ ] (ع ص ) تأنیث طافح . خشک هرچه باشد: و منه رکبة طافحة؛ للتی لایقدر ان یقبضها. (منتهی الارب ). || زانوی خشک که تا نشود.
طافةلغتنامه دهخداطافة. [ طاف ْ ف َ ] (ع اِ) مابین کوه و دشت . || طافة البستان ؛ نواحی و گرداگرد بوستان . (منتهی الارب ).
طافحلغتنامه دهخداطافح . [ ف ِ ] (ع ص ) مست پر از شراب که از خود خبر ندارد. (منتهی الارب ). بدمست که پر شده باشد از شراب . (غیاث اللغات ). مست طافح که بیش نتواند آشامید. پر از شر
طافحةلغتنامه دهخداطافحة. [ ف ِ ح َ ] (ع ص ) تأنیث طافح . خشک هرچه باشد: و منه رکبة طافحة؛ للتی لایقدر ان یقبضها. (منتهی الارب ). || زانوی خشک که تا نشود.
طافیلغتنامه دهخداطافی . (اِخ ) ناحیتی است به هندوستان با شهرهای آبادان ، و نعمت فراخ ، و مردمانش اسمرند و سپید. (حدود العالم ).