ضیعةلغتنامه دهخداضیعة. [ ض َ ع َ ] (ع مص ) ضَیاع . ضَیع. هلاک شدن . (منتهی الارب ). ضایع شدن . (زوزنی ). بباد شدن . (تاج المصادر).
ضیعةلغتنامه دهخداضیعة. [ ض َ ع َ ] (اِخ ) نام محلی در جنوب ِ کفرسلوآن واقع در لبنان . رجوع به کلمه ٔ دُورنج در ابن البیطار شود.
کرکورلغتنامه دهخداکرکور. [ ک َ ] (اِخ ) ضیعه ای است از ضیاع سفاقس و سفاقس شهری است از نواحی افریقیه بر ساحل و در سه روزه راه تا مهدیه . ابوالحسن علی بن محمد کرکوری ادیب منسوب به
صفلغتنامه دهخداصف . [ ص َف ف ] (اِخ ) ضیعه ای است در معرة که سیف الدولة آن را به متنبی به اقطاع داد و او از آنجابه دمشق و از دمشق به مصر گریخت . (معجم البلدان ).
درانبرلغتنامه دهخدادرانبر. [ ] (اِخ ) نام محلی در قم : طسق و ضیعه ٔ هفتم : قمرود، درانبر و موضعهایی در آن که آب از زمین کشند. (تاریخ قم ص 121).
عین جارةلغتنامه دهخداعین جارة. [ ع َ ن ِ رَ ] (اِخ ) ضیعه ای است مشهور در اعمال حلب . بین این ضیعه و «هونة» حجری است که داستانی برای آن نقل کرده اند. رجوع به معجم البلدان شود.