ضیاءالدینفرهنگ نامها(تلفظ: ziyā’oddin) (عربی) روشنایی دین ؛ (در اعلام) نام چندین شخص از مشاهیر تاریخی .
حذقلغتنامه دهخداحذق . [ ح ِ ] (ع مص ) حذاق . حذق صبی قرآن را یا عملی را؛ آموختن او قرآن را. نیکو دریافتن کودک خواندن را یا کار را. || زیرک شدن در کاری . (تاج المصادر بیهقی ). ا
مبطخةلغتنامه دهخدامبطخة. [ م َ طَ خ َ / م َ طُ خ َ ] (ع اِ) بطیخ زار. (منتهی الارب ) (از محیطالمحیط). بطیخ زار و فالیز خربزه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پالیز. (دهار). فالیز خرب
حسام الدین چلبیلغتنامه دهخداحسام الدین چلبی . [ ح ُ مُدْ دی چ َ ل َ ] (اِخ ) حسن بن محمدبن اخی ترک . از اصحاب مولانا جلال الدین بلخی رومی بوده و به سال 684 هَ . ق . درگذشته است و قبر وی په
مولویلغتنامه دهخدامولوی . [ م َ / مُو ل َ ] (اِخ ) لقبی است که به جلال الدین محمد عارف و شاعر و حکیم و صاحب مثنوی معروف دهند. (یادداشت مؤلف ). نام او محمد و لقبش در دوران حیات خ
ابن عاصملغتنامه دهخداابن عاصم . [ اِ ن ُ ص ِ ](اِخ ) ابوطالب مفضل بن سلمةبن عاصم لغوی ، بمذهب کوفیین . ازجمله ٔ فتح بن خاقان بمائه ٔ سیم هجری . او ابن الاعرابی و دیگر علمای فن را دی