ضوءلغتنامه دهخداضوء. [ ض َوْءْ ] (اِخ ) اسطفان الخوری . مؤلف حدیقة الجنان فی تاریخ لبنان . (معجم المطبوعات ج 2 ص 1220).
ضوءلغتنامه دهخداضوء. [ ض َوْءْ ] (ع اِ) روشنائی . (منتهی الارب ) (دهار) (مهذب الاسماء). پرتو. (زمخشری ). روشنی . نور. سنا. شید. فروغ . روشنی آفتاب . (غیاث ). ضواء. (منتهی الارب
ضوءلغتنامه دهخداضوء. [ ض َوْءْ ] (ع مص ) ضُواء. روشن گردیدن . (منتهی الارب ). روشن شدن . (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر).
ذوالغتنامه دهخداذوا. [ ذَ ] (ع اِ) مخفف ذوان تثنیه ٔ ذو و چون لازم الاضافه است هیچگاه جز بصورت ذوا در کلام نیاید: ذوامال ؛ دو مرد خداوند مال . و منه قوله تعالی : و من قتله منکم
ذوعلغتنامه دهخداذوع . [ ذَ ] (ع مص ) از بیخ برکندن . از بن برانداختن . استیصال . || هلاک کردن . اجتیاح .
زوءلغتنامه دهخدازوء. [ زَوْءْ ] (ع مص ) برگردانیدن و منقلب ساختن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): زاء الدهر به زوءً (از باب نصر)؛ برگردانیدن آن را روزگار و
زوعلغتنامه دهخدازوع . (ع اِ) تننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عنکبوت . (اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
زوعلغتنامه دهخدازوع . (ع مص ) با خشونت رفتار کردن . || حمل کردن طبل در حال نواختن . || بدرفتاری کردن . || از شکل انداختن . (دزی ج 1 ص 614).