25 فرهنگ

964 مدخل


ضمیمه

zamime

ویژگی چیزی که آن را به‌ چیز دیگر جمع کرده باشند؛ پیوست.

پیوست

الحاق، پیوست، تکمله، تلوا، فرعی، ملحق

addenda, addition, accompaniment, appendix, appurtenance, collateral, concomitant, enclosure, inset, supplement, supplementary, tailpiece, within