25 فرهنگ

2985 مدخل


ضمن

zaman

برجای ماندن؛ عاجز شدن؛ بیمار و زمین‌گیر شدن؛ برجاماندگی؛ زمین‌گیری.

افزون ، افزون بر، درکنار

۱. اثنا، حین، خلال، طی
۲. بین، داخل، درون، میان