25 فرهنگ

1699 مدخل


ضعف

za'f

سست شدن؛ ناتوان شدن؛ سستی؛ ناتوانی.
⟨ ضعف اعصاب: وضع غیر عادی اعصاب که سبب خستگی و فرسودگی و بی‌حالی و تحریک‌پذیری می‌شود؛ بیماری عصبی؛ نوراستنی.
⟨ ضعف تٲلیف: (ادبی) پس‌وپیش بودن و تلفیق کلمات برخلاف دستور زبان.

سستی، ناتوان

بیبنیگی، بیحالی، بیزوری، بیقوتی، درماندگی، زبونی، سستی، غش، فتور، ناتوانی، نقاهت، وهن ≠ قدرت، قوت

debility, defect, failure, faint, faintness, feebleness, frailty, impairment, impoverishment, languor, poverty, powerlessness, vulnerability, weakness