ضریب شکلform factorواژههای مصوب فرهنگستانعبارتی که تفاوت میان نقش پراکندگی از هدف غیرنقطهای را نسبت به نقش پراکندگی از ذرۀ نقطهای نشان میدهد
ضریبلغتنامه دهخداضریب . [ ض َ ] (ع ص ، اِ) مانند. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). مثل . (منتهی الارب ). نظیر : ضریر ما له فی العلوم نظیر و طبیب ما له فی الازمنة الغابرة ضریب . (خ
ضریبلغتنامه دهخداضریب . [ ض ُ رَ ] (اِخ ) ابن نقیر (یا نفیر) ابن سُمیر مکنی به ابوالسلیل . صحابی است . (منتهی الارب ).
ضریب پراکندگی اتمیatomic scattering factorواژههای مصوب فرهنگستاننسبت دامنۀ پراکندگی پرتوهای ایکس از اتم در راستایی خاص به دامنۀ پراکندگی از یک الکترون، وقتی که در مرکز اتم در نظر گرفته شود متـ . ضریب شکل اتمی atomic form fac