27 مدخل
ارامگاه بزرگ , مقبره , معبد , جاي مقدس , زيارتگاه , درمعبد قرار دادن
احفاد، اولاد، دودمان، سلاله، فرزندان، نسل
آرامگاه، تربت، حرم، خاکجا، قبر، گور، مدفن، مرقد، مزار، مقبره
shrine
ذریح . [ ذَ ] (ع اِ) پشته ها. هضاب . مفرد آن ذریحه است .
ذریح . [ ذِرْ ر ] (ع اِ) ذروح . رجوع به ذراح و ذروح و ذراریح شود.
ضريح
ضريح , قبر , نصب