25 فرهنگ

1410 مدخل


ضرورت

zarurat

چیزی که به آن احتیاج داشته باشند؛ نیاز؛ حاجت.
⟨ به‌ضرورت: به‌ناچار؛ از روی ناچاری؛ ناگزیر.

بایستگ

۱. احتیاج، اقتضا، حاجت، لزوم، ناچاری، نیاز، وجوب، هرآینگی
۲. اجبار، الزام

exigency, demand, necessity