باد پسینلغتنامه دهخداباد پسین . [ دِ پ َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بمعنی ضرطه . بادی که از مقعد بیرون آید. ابوالمعالی در هجا گوید : وقت گفتن از دهانش آنچنان آید نفس ترب میخورده که ب
زجاجةلغتنامه دهخدازجاجة. [ زَج ْ جا ج َ ] (ع اِ) کون . اِست . (از متن اللغة). است را زجاجه گوینداز آنرو که ضرطة و زبل میافکند. (از لسان العرب ).