ضَّرَرِفرهنگ واژگان قرآنآسيب جسمي و جاني (در عبارت " أُوْلِي ﭐلضَّرَرِ "منظورکساني که داراي بيماري جسمي اند مي باشد)
ضررلغتنامه دهخداضرر. [ ض َ رَ ] (ع اِ) زیان . (مجمل اللغة). آزرم . مقابل نفع و سود. خلاف نفع. (محمودبن عمر) : حصیری را مالشی فرماید چنانکه ضرر آن به سوزیان و به تن وی رسد. (تار
بلاگردانلغتنامه دهخدابلاگردان . [ ب َ گ َ ] (نف مرکب ) بلاگرداننده . دفعکننده ٔ بلا و بدی . (ناظم الاطباء). چیزی یا کسی که ضرر را بگرداندو دفع کند. || حراست کننده . (ناظم الاطباء).ح
عیونلغتنامه دهخداعیون . [ ع َ ] (ع ص ) رجل عیون ؛ مرد نیک چشم زخم رساننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شورچشم ، یعنی کسی که نظرش ضرر رساند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). شوخ چش
چای خطائیلغتنامه دهخداچای خطائی . [ خ َ ](اِ مرکب ) نباتی است ساقش زیاده بر دو ذرع و سرخ و برگش مایل به بنفشی گرم باعتدال و تر و ملین و منضج و مقوی هاضمه و ضماد شحیه ٔ او جهت اورام ص
مصلحلغتنامه دهخدامصلح . [ م ُ ل ِ ] (ع ص )به صلاح و نیکویی آورنده . (آنندراج ) (از غیاث ). || آنکه اصلاح می کند و بهتر می نماید. (ناظم الاطباء). اصلاح کننده . نیکوکننده . مقابل