ضربتدیکشنری فارسی به عربیاصفر داکن , اقطع , انقلاب , باون , تاثير , جرة , خبطة , دقة , شق , صدمة , صفعة , ضربة , ماجور , مضرب , مقصف , هزة
ضُرِبَتْفرهنگ واژگان قرآنزده شد (در عبارت "ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ﭐلذِّلَّةُ " منظور اين است که داغ ونشان ذلت بر آنها زده شد)
ابرةدیکشنری عربی به فارسیضربت با چيز تيز , ضربت با مشت , خرد کردن , سک زدن , سيخ زدن , خنجر زدن , سوراخ کردن , سوزن , سوزن سرنگ و گرامافون و غيره , سوزن دوزي کردن , با سوزن تزريق کردن ,
خبطةدیکشنری عربی به فارسیضربت , با چيز پهن وسنگين (مثل چماق) زدن , صداي تلپ , با صداي تلپ تلپ زدن ياراه رفتن
ضُرِبَتْفرهنگ واژگان قرآنزده شد (در عبارت "ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ﭐلذِّلَّةُ " منظور اين است که داغ ونشان ذلت بر آنها زده شد)