ضدِاطلاعاتcounter information, contra information, anti-informatioواژههای مصوب فرهنگستان← دُژ اطلاعات
ضدِخرابکاریcountersabotageواژههای مصوب فرهنگستاناقدام ضداطلاعات بهمنظور شناسایی یا انهدام یا خنثیسازی یا جلوگیری از خرابکاری
دُژاطلاعاتdisinformationواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعات کذب و مغرضانهای که بهقصد آسیب رساندن به مخاطب ارائه میشود متـ . ضداطلاعات counter information, contra information, anti-information
عامل 1agent 1واژههای مصوب فرهنگستان[زبانشناسی] از نقشهای معنایی که بر انجامدهندۀ فعل دلالت دارد متـ . کنشگر actor [علوم نظامی] کسی که برای به دست آوردن اطلاعات و انجام امور اطلاعاتی یا ضداطلاع
ستاد آرتشلغتنامه دهخداستاد آرتش . [ س ِ دِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) یا ارکان حرب . کل قشون .عبارت از تشکیلات نظامی مملکتی که امور سوق الجیشی و تعبیةالجیشی و تدارکات آرتشی را فر