۱. ناساز؛ ناسازگار؛ مخالف؛ ناهمتا.
۲. [قدیمی] مثل؛ نظیر؛ همتا. Δ در معنای ۱ و ۲ از اضداد است.
۳. جلوگیریکننده.
۴. (صفت) (ادبی) ویژگی کلمهای که بر دو معنی متضاد دلالت دارد، مانند خود کلمۀ ضد که در عربی هم به معنی مخالف و ناهمتا است و هم به معنی مثل و نظیر و همتا.
۵. (اسم) [قدیمی] دشمن.
〈 ضدسم: پادزهر؛ پازهر.
〈 ضدضربه: ویژگی چیزی که طوری ساخته شده باشد که هرگاه ضربه برآن وارد شود از کار نیفتد: ساعت ضدضربه.
〈 ضدعفونی: (پزشکی) پلشتبری.
پاد
۱. خلاف، عکس، مباین، مخالف، مغایر، نقیض، وارونه
۲. ناجور، ناسازگار
۳. خصم، دشمن، عدو ≠ موافق
anti-, contrary, converse, counter, counter-, cross, opposite, head, inimical, proof _, repellent