ضحلغتنامه دهخداضح . [ ض ِح ح ] (ع اِ) آفتاب . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (دهار). روشنی آفتاب وقتی که منتشر شود. (منتهی الارب ). روشنی آفتاب . (مهذب الاسماء). رنگ آفتاب . (
ذحلغتنامه دهخداذح . [ ذَح ح ] (ع مص ) سیلی زدن . تپانچه زدن . طپانچه زدن . کشیده زدن . چک زدن . || شکافتن . || کوفتن . || آرمیدن با.
ضَحِکَتْفرهنگ واژگان قرآنحيض شد (در عبارت "فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ "اين حيض شدن نشانهاي بود که باعث ميشد همسر ابراهيم (عليهالسلام) زودتر بشارت را باور کند و بپذيرد و خود