ذایعاتلغتنامه دهخداذایعات . [ ی ِ ] (ع اِ) خواجه در اساس الاقتباس ضمن صنف نهم از اصناف شانزده گانه ٔ مبادی قیاسات تحت عنوان مشهورات حقیقی مطلق گوید: و بباید دانست که نه هر مشهوری
ضایعات فلزیscrap metalsواژههای مصوب فرهنگستاندورریزهای فلزی مانند بافه/کابل و لوله و قطعات خودرو و رادیاتور متـ . فلزقراضه
ضایعات مواد غذاییfood wasteواژههای مصوب فرهنگستانمواد باقیمانده از فراوری غذا که قابل بازیافت و تبدیل به مواد قابلاستفادۀ دیگر باشد
درآمد ضایعاتsalvage 3واژههای مصوب فرهنگستاندرآمد حاصل از فروش اقلام بازیافتی هتلها و رستورانها، مانند روغنهای مصرفشده، کاغذهای باطله و سایر پسماندها
wastesدیکشنری انگلیسی به فارسیضایعات، اتلاف، هرز دادن، ضایع کردن، حرام کردن، مصرف کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، از بین رفتن، سیاه کردن، ضعیف شدن، بی نیرو و قوت کردن