۱. تباه؛ بیکاره؛ بیفایده.
۲. [قدیمی] بیاعتبارشده.
〈 ضایع شدن: (مصدر لازم)
۱. تباه شدن؛ نابود شدن.
۲. بیهوده شدن.
〈 ضایع کردن: (مصدر متعدی) تباه کردن؛ نابود کردن.
〈 ضایع گذاشتن: (مصدر متعدی) [قدیمی] فروگذاشتن؛ مهمل گذاشتن.
باطل، بیفایده، بیهوده، سقط، تباه، تلف، خراب، فاسد، مخروب، نفله، هدر، هرز ≠ آباد
abortive, shabby