ضامن درِ موتورbonnet safety-catch, bonnet safetyواژههای مصوب فرهنگستانزبانهای عموماً قلابمانند که ازطریق قفل شدن به قطعۀ ثابت روی بدنه، در موتور را بسته نگه میدارد
ضامندیکشنری فارسی به انگلیسیbail, bailsman, bondsman, guarantee, guarantor, ratchet, sponsor, surety, tripper, voucher
ضامنلغتنامه دهخداضامن . [ م ِ ] (ع ص ، اِ) پذیرفتار. (دهار). پذرفتار. (منتهی الارب ) (دهار). کفیل . (منتهی الارب ). حَمیل . تاوان دار. (دهار) (مؤیدالفضلا). پایندان . (مهذب الاس
ضامنفرهنگ انتشارات معین(مِ) [ ع . ] 1 - (اِفا.) کفیل ، ضمانت - کننده ، به عهده گیرندة غرامت . 2 - (اِ.) نوعی وسیلة دگمه مانند در بعضی ابزارها به ویژه چاقو. ؛ ~ آهو لقب امام رضا (
رهاساز درِ موتورbonnet release, hood releaseواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای برای آزاد کردن ضامن درِ موتور از داخل خودرو
یکپارچگی بومشناختیecological integrityواژههای مصوب فرهنگستانکیفیت یک بومسازگان طبیعی که در آن فرایندهای بومشناختی طبیعی با برخورداری از تنوع ژنی و گونهای و بومسازگانی ضامن پایداری آن در آیندهاند
طاقلغتنامه دهخداطاق . (اِخ ) مؤمن الطاق ِ یا شیطان الطاق . نجاشی (متوفی 450) گوید: محمدبن علی بن نعمان بن ابی طریفة بجلی (مولای أحول ) ابوجعفرکوفی صیرفی ملقب به مؤمن الطاق و
ضامنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. عهدهدار غرامت؛ کفیل؛ ملتزم.۲. (حقوق) کسی که میپذیرد بدهکار یا گناهکار را در موقع معیّن به دادگاه تحویل دهد.۳. نوعی وسیلۀ دکمهمانند در برخی وسایل، بهویژه