صید ضمنیbycatchواژههای مصوب فرهنگستانآبزیانی که بهطور اتفاقی در هنگام صید گونههای تجاری به دام میافتند
صیدلغتنامه دهخداصید. [ ص َ ] (اِخ ) کوه بزرگ و مرتفعی است به یمن در مخلاف جعفر و در قله ٔ آن حصاری است موسوم به سماره . (معجم البلدان ).
صیدلغتنامه دهخداصید. [ ص َ ] (ع اِ) شکار. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). آنچه بگیرند از وحش و جز آن . (مهذب الاسماء). شکاری . (مجمل اللغة). نخجیر : جمله صید این جهانیم ای پسرما
گونة غیرهدفnon-target speciesواژههای مصوب فرهنگستان1. گونهای که، بهصورت ناخواسته، تحتتأثیر اقدام مدیریتی مربوط به یک گونة هدف قرار میگیرد 2. بخشی از صید که صید اصلی نیست، بلکه صید ضمنی یا محصول ضمنی است
گونة هدفtarget speciesواژههای مصوب فرهنگستان1. گونهای که تحت مدیریت حفاظتی یا تیمارهای مهار قرار میگیرد 2. بخشی از صید که صید ضمنی نیست، بلکه صید اصلی است
صیدلغتنامه دهخداصید. [ ص َ ] (اِخ ) کوه بزرگ و مرتفعی است به یمن در مخلاف جعفر و در قله ٔ آن حصاری است موسوم به سماره . (معجم البلدان ).