صیادلغتنامه دهخداصیاد. [ ؟ ی یا ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل ، واقع در 12 هزارگزی شمال بیجار و 4 هزارگزی راه مالرو جلال آبادبه زابل . در جلگه قرار دارد. هوای آن گ
صیادلغتنامه دهخداصیاد. [ ص َی ْ یا ] (ع ص ، اِ) شکاری . (منتهی الارب ). نخجیرگر. (مهذب الاسماء). قانِز. (منتهی الارب ). شکارچی . قانِص . قَنّاص . دامیار. شکارگر. شکارگیر. شکارکن
صیادیلغتنامه دهخداصیادی . [ص َی ْ یا ] (حامص ) عمل صیاد. شکار کردن : هست آئین نیک صیادی مرگ یا دانه گرنه آزادی .دهخدا.