صَّابِرُونَفرهنگ واژگان قرآنصبرکننده ها(کلمه صبر به طور کلي به معناي حبس و نگهداري نفس است در برابر عمل به مقرراتي که عقل و شرع معتبر ميشمارند و يا ترک چيزهايي که عقل و شرع اقتضاء ميکنند ک
يَدٍفرهنگ واژگان قرآندست - قدرت و نعمت (کلمه يد به معناي دست آدمي است ، و به قدرت و نعمت نيز اطلاق ميشود ، حال اگر منظور از آن درعبارت "حَتَّىٰ يُعْطُواْ ﭐلْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ
يَدَکَفرهنگ واژگان قرآندستت (کلمه يد به معناي دست آدمي است ، و به قدرت و نعمت نيز اطلاق ميشود ، حال اگر منظور از آن درعبارت "حَتَّىٰ يُعْطُواْ ﭐلْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ "
صاغرلغتنامه دهخداصاغر. [ غ ِ ] (ع ص ) مرد خوار. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ج ، صاغرون ، صاغرین ، صَغَرة : حتی یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون . (قرآن 29/9). و لنخرجنهم منها ا
يَدَاکَفرهنگ واژگان قرآندو دست تو(در اصل "يدان"بوده که چون مضاف واقع شده نون آن حذف گرديده است عبارت "قَدَّمَتْ يَدَاک" يعني : پيش فرستاده اي. کلمه يد به معناي دست آدمي است ، و به قدرت