صوفیانهلغتنامه دهخداصوفیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نام یکی از ضربهای موسیقی است و آن سه ضرب است دیک دک . (مجله ٔ موسیقی شماره ٔ 5 ص 25 از رساله ٔ امیرخان ). || سرانداز. نام آهن
صوفیانهلغتنامه دهخداصوفیانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) مانند صوفی . همانند صوفی : شد درون تا کند تماشائی صوفیانه برآورد پائی . نظامی .رجوع به صوفی و صوفیه شود.
صوفیانلغتنامه دهخداصوفیان . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دیلمان بخش سیاهکل دیلمان تابع شهرستان لاهیجان ،واقع در جنوب سیاهکل و 4 هزارگزی شمال دیلمان . دارای 42 تن سکنه است . (از ف
صوفانةلغتنامه دهخداصوفانة.[ ن َ ] (ع اِ) تره ای است زرد موی دار خرد. (منتهی الارب ). بقلة معروفة و هی زغباء قصیرة. (تاج العروس ).
صوفیانلغتنامه دهخداصوفیان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش صومای شهرستان ارومیه ، واقع در 3500 گزی شمال هشتیان و 4 هزارگزی باختر راه ارابه رو هشتیان به منگول . هوای آن سردسیر
صوفیانلغتنامه دهخداصوفیان . (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 10 هزارگزی شمال باختری سنندج و 4 هزارگزی شمال شوسه ٔ سنندج به مریوان . این ده کوهس
صوفیانلغتنامه دهخداصوفیان . (اِخ ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس ، واقع در 11 هزارگزی شمال کلاله . این دهکده در دشت واقع و هوای آن معتدل و مالاریائی است . 3
آنفرهنگ انتشارات معین( اِ.) از مصطلحات صوفیانه است و آن نوعی حسن و زیبایی است که قابل درک اما توصیف ناپذیر است .
الهامیلغتنامه دهخداالهامی . [ اِ ] (اِخ ) یکی از شاعران عثمانی و از مردم استانبول بود. وی یکی ازمشایخ طریقت نقشبندی و مرید حکیم چلبی افندی از خلفای امیر بخاری بود. اشعاری درویشانه