صنعةلغتنامه دهخداصنعة. [ ص َ ع َ ] (ع اِ) کار. پیشه . (منتهی الارب ). کار. (مهذب الاسماء). صنعت . رجوع به صنعت شود.
صنعةالفرسلغتنامه دهخداصنعةالفرس . [ ص َ ع َ تُل ْ ف َ رَ ] (ع اِ مرکب ) نیکو سیاست و نیکو تیماری اسب . (منتهی الارب ). نیکو تعهد کردن اسب . (تاج المصادر بیهقی ).
صنعةالفرسلغتنامه دهخداصنعةالفرس . [ ص َ ع َ تُل ْ ف َ رَ ] (ع اِ مرکب ) نیکو سیاست و نیکو تیماری اسب . (منتهی الارب ). نیکو تعهد کردن اسب . (تاج المصادر بیهقی ).
دهماصلغتنامه دهخدادهماص . [ دِ ] (ع ص ) صنعة دهماص ؛ صنعت استوار و محکم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).