صناعیلغتنامه دهخداصناعی . [ ص ِ ] (ص نسبی ) مصنوع . مقابل طبیعی . جعلی . مجعول : رود بر دو ضرب است : یکی طبیعی و دیگر صناعی . اما رود صناعی آن است که رود کده های او بکنده اندو آب
سنائیلغتنامه دهخداسنائی . [ س َ ] (اِخ ) حکیم ابوالمجد مجدودبن آدم سنائی شاعر عالیمقدار و عارف بلندمقام قرن ششم هجری و از استادان مسلم شعر فارسی است . نام او را عوفی مجدالدین آدم
ثنائیلغتنامه دهخداثنائی . [ ث َ ] (اِخ ) حسین بن عنایت (خواجه ...) یکی از شعرای ایران . او در عهد سلاطین صفوی ملازمت خدمت ابراهیم میرزا داشت و دارای دیوانی است و بیت ذیل او راست
ثنائیلغتنامه دهخداثنائی . [ث َ ] (اِخ ) شاعری از مردم ایران و او را منظومه ای است بنام باغ ارم و شاید همان ثنائی سابق الذکر است .
ثنائیلغتنامه دهخداثنائی . [ ث َ ] (اِخ ) نام دو تن از شعرای عثمانی است یکی از آن دو از مردم مغنیسا است که ملازمت خدمت شهزاده سلطان مصطفی میکرد و سپس در معیت سلطان مصطفی به آماسیه
داروی صناعیsynthetic drugواژههای مصوب فرهنگستانترکیبی دارویی که در آزمایشگاه و در طی فرایندهای شیمیایی ساخته میشود
افیونوارهopioidواژههای مصوب فرهنگستانهر مخدر صناعی که اثراتی شبیه به افیون دارد، ولی از آن مشتق نشده است
هلیتفرهنگ انتشارات معین(هَ یَّ) [ ع . ] (مص ل .) مصدر صناعی است مرکب از هل و ئیت یعنی پرسش کردن از مطلب «هل » و سؤال از مطلب هل یعنی سؤال از اصل وجود شی ء یا سؤال از وجود صفتی برای شی
یتلغتنامه دهخدایت . [ ای ی َ ] (ع پسوند) در عربی جزء مؤخر مصدر صناعی اسمی است یعنی مصدری که با آن یاء نسبت و تاء تأنیث (- یت ) آمده باشد، مانند مالکیت ، مرغوبیت ، انسانیت ،
مسؤولیتلغتنامه دهخدامسؤولیت . [ م َ ئو لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مسؤولیة. مصدر صناعی یا جعلی از مسؤول . ضمانت . ضمان . تعهد. مؤاخذه .- مسؤولیت چیزی با کسی بودن ؛ به گردن ا