صلایهواژهنامه آزاداز طریق صلایه کردن اندازه ذره ای مواد کاهش یافته و مواد با هم مخلوط می شوند.برای انجام این عمل مواد را در یک هاون مناسب ریخته و با کمک دسته هاون می سائیم
صلایهفرهنگ انتشارات معین(صَ یَ یا یِ) [ ع . صلایة ] (اِ.) سنگِ پهن و سخت . ؛ ~ کردن دارو یا هر چیز دیگر را بر روی سنگ یا در هاون کوبیدن .
صلایهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسنگ پهن و همواری که بر روی آن دارو یا چیز دیگر میسایند. صلایه کردن: (مصدر متعدی) [قدیمی] ساییدن دارو یا چیز دیگر بر روی سنگ یا در هاون.
صلایةلغتنامه دهخداصلایة. [ ص َ ی َ ] (ع اِ) صلاة. پیشانی . || سنگ پهن بوی سای . (منتهی الارب ). مدق الطیب و قیل حجر یسحق علیه الطیب او غیره . ج ، صُلی ّ و صِلی ّ. (اقرب الموارد).
صلایه کردنلغتنامه دهخداصلایه کردن . [ ص َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بمالیدن در هاون و جز آن . رجوع به صلایة شود.
سنگ صلایهلغتنامه دهخداسنگ صلایه . [ س َ گ ِ ص َ ی َ / ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنگی که داروها را بر روی آن سایند. (آنندراج ). مداک . مدوک . (منتهی الارب ) : گرز او مغفر چون سنگ
صلابةلغتنامه دهخداصلابة. [ ص َ ب َ ] (ع اِ) در فرهنگ آنندراج و ناظم الاطباء بمعنی صلایة آمده است . رجوع به صلایة شود.
صلایه کردنلغتنامه دهخداصلایه کردن . [ ص َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بمالیدن در هاون و جز آن . رجوع به صلایة شود.
صلایةلغتنامه دهخداصلایة. [ ص َ ی َ ] (ع اِ) صلاة. پیشانی . || سنگ پهن بوی سای . (منتهی الارب ). مدق الطیب و قیل حجر یسحق علیه الطیب او غیره . ج ، صُلی ّ و صِلی ّ. (اقرب الموارد).
سنگ صلایهلغتنامه دهخداسنگ صلایه . [ س َ گ ِ ص َ ی َ / ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنگی که داروها را بر روی آن سایند. (آنندراج ). مداک . مدوک . (منتهی الارب ) : گرز او مغفر چون سنگ
مداکلغتنامه دهخدامداک . [ م َ ] (ع اِ) سنگ صلایه و بوی سای . (منتهی الارب ). آن سنگ که بر آن مشک سایند. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). و اطلاق آن بر هاون مخصوص