صلاحلغتنامه دهخداصلاح . [ ص ِ ] (ع مص ) هم دیگر آشتی کردن . (منتهی الارب ). آشتی و مصالحه . (غیاث اللغات ). || نیکوئی کردن . (منتهی الارب ).
صلاحلغتنامه دهخداصلاح . [ ص َ ] (اِخ ) ابن مبارک بخاری نقشبندی از متصوفه ٔ بزرگ قرن هشتم هجری . او راست : انیس الطالبین و عدة السالکین فی مناقب خواجه بهاءالدین که به سال 785 از
صلاحلغتنامه دهخداصلاح . [ ص َ ] (اِخ ) نام مکه شرفهااﷲ تعالی است . (منتهی الارب ). نامی است مکه را. (مهذب الاسماء).
صلاح کرمانیلغتنامه دهخداصلاح کرمانی . [ ص َ ح ِ ک ِ ] (اِخ ) ملقب به رکن الدین ، وزیر اتابک مظفرالدین ابوشجاع سعدبن زنگی . خوندمیر در حبیب السیر جزء چهارم از جلد دوم ص 201 نام او را صا
صلاح کردنلغتنامه دهخداصلاح کردن . [ ص َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مشورت کردن . رای زدن . تدبیر کردن : اکنون بازگرد تا من با وزیران خود صلاح کنم . (قصص الانبیاء). رجوع به صلاح شود.