سفرهلغتنامه دهخداسفره . [ س َ ف َ رَ ] (ع اِ) نویسندگان . ج ِ سافر است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || فرشتگان که اعمال بندگان را نگاهدارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مقعد ک
سفرهلغتنامه دهخداسفره . [ س ُ رَ / رِ ] (اِ) گنابادی «سفره » گیلکی «سوفره »؛ پارچه گسترده که بر آن خوردنی و نوشیدنی نهند، دستارخوان . (از حاشیه ٔ برهان قاطعچ معین ). دستارخوان .
صفرةلغتنامه دهخداصفرة. [ ص ُ رَ ] (ع اِمص ) صفرت . زردی . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء): در تفسره صفرت او نگریست بدانست که جوان در تب مطبق عشق است . (سندبادنامه ص
صفرةالبیضلغتنامه دهخداصفرةالبیض . [ ص ُ رَ تُل ْ ب َ ] (ع اِمرکب ) زرده ٔ خایه . (مهذب الاسماء). زرده ٔ تخم مرغ .
صفرةالشمسلغتنامه دهخداصفرةالشمس . [ ص ُ رَ تُش ْ ش َ ] (ع اِ مرکب ) تَوِش آفتاب . تبش آفتاب . تابش خورشید.
صفرةلغتنامه دهخداصفرة. [ ص ُ رَ ] (ع اِمص ) صفرت . زردی . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء): در تفسره صفرت او نگریست بدانست که جوان در تب مطبق عشق است . (سندبادنامه ص
zeroesدیکشنری انگلیسی به فارسیصفرها، صفر، عدد صفر، هیچ، علامت صفر، مبداء، محل شروع، نقطه گذاری کردن، روی صفر میزان کردن