صریلغتنامه دهخداصری . [ ص َ / ص ِرْ ری ] (ع ص ) (از نوع مضاعف ) درهم صری ؛ درم بانگ آور که بر ناخن زنند. (منتهی الارب ). درمی بانگ کننده چون بیندازند. (مهذب الاسماء).
صریلغتنامه دهخداصری . [ ص َ را ] (ع اِ) بقیه ٔ چیزی . (منتهی الارب ). || (ص ) لبن ٌ صری ؛ شیر برگشته مزه . (منتهی الارب ). || آب ایستاده ٔ رنگ و بوی برگردانیده . (منتهی الارب )
صریلغتنامه دهخداصری . [ ص َرْی ْ ] (ع مص ) بریدن چیزی را. (منتهی الارب ). قطع کردن . (منتهی الارب ). بریدن . (تاج المصادر بیهقی ). || بند کردن منی را در پشت خود به اینکه بازایس
صریلغتنامه دهخداصری . [ ص ِرْ را ](ع اِمص ) (از نوع مضاعف ) نیک عزیمت بر کاری . یقال : و اﷲ انها منی صری ؛ ای عزیمة و جدّ. (منتهی الارب ).
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. پوشیده، رازآلود، محرمانه، مخفی، رمزی، اسرارآمیز، رمزآلود، رازآگین، رمزآگین، مرموز، پنهانی، مخفیانه، نهانی ≠ علنی ۲. اسناد طبقهبندی شده
سریفرهنگ مترادف و متضاد۱. سلسله، رشته ۲. ردیف، قطار، رج ۳. دسته، گروه ۴. طبقه، مجموعه ۵. دوره ۶. پیاپی، متوالی ۷. ردیفی، غیرمتوازی
سریدیکشنری فارسی به انگلیسیarcane, backstairs, battery, cephalic, confidential, cryptic, dark, edition, family, inmost, issue, occult, range, rank, secret, series, streak, succession, sui
ثریفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خاک نمناک؛ خاک نمدار.۲. خاک؛ زمین. از ثری تا ثریا: از زمین تا آسمان.
صریحفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشکار، بیپرده، رک، روشن، عیان، قطعی، گویا، واضح ۲. رکگو ۳. بالصراحه، صراحتاً ≠ غیرصریح
صریحدیکشنری فارسی به انگلیسیwell-defined, clear-cut, definite, determinate, direct, distinct, explicit, express, flat, forthright, foursquare, plain, ingenuous, straightforward, perspicuou
frankدیکشنری انگلیسی به فارسیصریح، سوسیس، چپانیدن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، رک، بی پرده، صادق، رک گو، صمیمی