صدفةلغتنامه دهخداصدفة. [ ص َ دَ ف َ ] (ع اِ) فرورفتگی است در وسط لاله ٔ گوش و این فرورفتگی بمجرای گوش منتهی می گردد. (کالبدشناسی هنری تألیف نعمت اﷲ کیهانی ص 142). اندرون گوش .
صدفةدیکشنری عربی به فارسیانطباق , اتفاقي , برحسب تصادف , اتفاقا , پوست , قشر , صدف حلزون , کاسه يا لا ک محافظ جانور (مثل کاسه لا ک پشت) , عامل محافظ حفاظ , جلد , پوست فندق وغيره , کالبد
سدفةلغتنامه دهخداسدفة. [ س ُ ف َ ] (ع اِ) در خانه یا درگاه . || پوششی که بر دروازه سازند تا آن را از باران نگاه دارد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سیاهی شب . (اقرب الموا
سدفةلغتنامه دهخداسدفة. [ س َ / س ُ دَ / ف َ ] (ع اِ) تاریکی بلغت تمیمیة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). || روشنایی بلغت قیسیه (از اضداد است ). (منتهی ا
صدفهواژهنامه آزاد[صُ] حادثه. اتفاق. صدفه عبارت است از اینکه فرض کنیم حادثه اى خودبخود بدون آنکه شیئى ازاشیاء دخالت داشته باشد، به وجود آید. یکى از ضروریات عقل، امتناع صدفه و ات