صدرالغتنامه دهخداصدرا. [ ص َ ] (اِخ ) (ملا...) نام وی محمد فرزند ابراهیم بن یحیی شیرازی و ملقب به صدرالدین و صدرالمتألهین و معروف بصدراو ملاصدرا و از اکابر فلاسفه و حکمای اسلام
صدرافرهنگ نامها(تلفظ: sadrā) (عربی ـ فارسی) (صدر + ا (پسوند نسبت)) ، منسوب به صدر ، ← صدر ؛ (در اعلام) فیلسوف و حکیم اسلامی قرن یازدهم معروف به صدرا ، ملاصدرا و ملقب به صدرالد
سدراواژهنامه آزاددرختی در طبقه هفتم بهشت نام درختى است در بهشت (احتمالاً درخت سدر) که همجوارى با آن، درجات و مقامات بالاى تقرب به حق تعالى را مى طلبد. همانگونه که حضرت مولانا در
صدرالدینلغتنامه دهخداصدرالدین . [ ص َ رُدْ دی ] (اِخ ) تبریزی بن محمدرضا نایب الصدر. او راست : کتاب لغتی که به سال 1225 هَ . ق . برای عباس میرزا نایب السلطنه بنام فرهنگ عباسی تألیف
صدرالدینلغتنامه دهخداصدرالدین . [ ص َ رُدْ دی ] (اِخ ) ربیعی (مولانا...) وی در قصبه ٔ فوشنج بامر خطابت مشغول بودو بواسطه ٔ جودت طبع و حدت ذهن در سلک ندماء و خواص ملک فخرالدین محمد ک
صدرالدینفرهنگ نامها(تلفظ: sadroddin) (عربی) پیشوای دین (اسلام) ؛ لقبی است که به بعضی از علمای اسلام دادهاند ؛ (در اعلام) نام و لقب بعضی اشخاص مشهور در تاریخ . + ن.ک. صدرا (در اعل
صدرالدینلغتنامه دهخداصدرالدین . [ ص َ رُدْ دی ] (اِخ ) تبریزی بن محمدرضا نایب الصدر. او راست : کتاب لغتی که به سال 1225 هَ . ق . برای عباس میرزا نایب السلطنه بنام فرهنگ عباسی تألیف