سدانلغتنامه دهخداسدان . [ س ِ ] (اِخ ) حاکم نشینی است . در ایالت آردن فرانسه که در کنار مز قرار گرفته و 21750 تن جمعیت دارد. در آنجا صنایع نساجی و بافندگی ماهوت و صنعت استخراج ف
صداندرصدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهصددرصد؛ تمامی و همگی؛ کلاً؛ تماماً: ◻︎ صداندرصد این دشت جای من است / بلند آسمانش هوای من است (فردوسی: ۲/۲۸).
صدانوشتclosed caption/ closed-captionedواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که ازطریق آن همۀ گفتارها معمولاً در پایین تصویر حک میشود و آواهای غیرگفتاری، مانند صدای شلیک تفنگ، صدای باد، خشخش برگها، صدای سرفه و موسیقی، نیز به
رهاقلغتنامه دهخدارهاق . [ رُ ] (ع اِ) مقدار. یقال : القوم رهاق ماءة؛ ای زهاء ماءة؛ یعنی آنان نزدیک صداند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || ابتدای بلوغ . (غیاث اللغات ) (آنند
زهاءلغتنامه دهخدازهاء. [ زُ ] (ع اِ) مقدار. یقال : هم زهاء ماءة؛ یعنی بقدر صداند. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقیاس دمای سلسیوسCelsius temperature scaleواژههای مصوب فرهنگستانمقیاس دمایی که در فشار یک اتمسفر، درجة صفر آن در نقطة انجماد آب و درجة صد آن در نقطة جوش آب قرار دارد متـ . مقیاس سلسیوس Celsius scale