صدادهیsonority 2واژههای مصوب فرهنگستان1. کیفیتی صوتی که هر نوازنده با ساز خود ایجاد میکند 2. رنگ صدایی که براثر آمیزش چند ساز یا منطقة صوتی حاصل میشود
صعادةلغتنامه دهخداصعادة. [ ] (اِخ ) شهرکی است بناحیت پارس خرم و آبادان و بدریا نزدیک . (حدود العالم ).
صداءةلغتنامه دهخداصداءة. [ ص ُ ءَ ] (ع اِ) سرخی سیر مایل بسیاهی ، و هی من شیات المعز و الخیل . (منتهی الارب ). شقرة الی السواد او سواد مشرب حمرة. (قطر المحیط).
ساز انتقالیtransposing instrumentواژههای مصوب فرهنگستانسازی که صدادهی آن با آنچه در نتنوشته مشاهده میشود متفاوت است
صداگردانstop 4, register, draw stop/ draw-stop, stop leverواژههای مصوب فرهنگستان1. مجموعهای از لولههای اُرگ که هرکدام به یکی از شستیهای ساز متصل است و با کشیدن کشو یا زدن دکمۀ مخصوص آنها ساز به صدا درمیآید 2. هریک از کشوها یا دکمههای م
صوفیهلغتنامه دهخداصوفیه . [ فی ی َ / ی ِ] (اِخ ) پیروان طریقه ٔ تصوف . اهل طریقت . آنان که ازطریق ریاضت و تعبد، طالب راه یافتن به حق و حقیقت اند. گروهی که از اواخر قرن دوم هجری د