صحیحدیکشنری فارسی به انگلیسیaccurate, all right, correct, exact, faithful, right, true, ortho-, proper
صحيحدیکشنری عربی به فارسیدرست , صحيح , صحيح کردن , اصلا ح کردن , تاديب کردن , شايسته , چنانکه شايد وبايد , مناسب , مربوط , بجا , بموقع , مطبوع , راست , پابرجا , ثابت , واقعي , حقيقي , ر