صحنه سازلغتنامه دهخداصحنه ساز. [ ص َ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) سازنده ٔ صحنه . سازنده ٔ سن نمایش . || آنکه حادثه یاوضعی مصنوعی ایجاد کند تا مقصود خود را بدست آرد.
صحنه سازیلغتنامه دهخداصحنه سازی . [ ص َ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) کار صحنه ساز. رجوع به صحنه و صحنه ساز شود.
صحنه سازیفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع - فا. ] (حامص .) 1 - آراستن صحنة نمایش یا فیلم با دکورهای مناسب . 2 - مجازاً به معنی ایجاد کردن وضعی ساختگی برای رسیدن به منظوری خاص .
صحنه سازیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (سینما، تئاتر) شغل و عمل صحنهساز.۲. [مجاز] ایجاد وضع و حالتی دروغی و ساختگی برای جلب توجه دیگران.
صحنه سازیلغتنامه دهخداصحنه سازی . [ ص َ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) کار صحنه ساز. رجوع به صحنه و صحنه ساز شود.