صحةلغتنامه دهخداصحة. [ ص ِح ْ ح َ ] (ع مص ) تندرست شدن پس از بیماری . (منتهی الارب ). تن درست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مهذب الاسماء). و در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: صحت و مر
صحه کشیدنلغتنامه دهخداصحه کشیدن . [ ص َح ْ ح َ / ص ِح ْ ح َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) علامت «صح » بالای کلمه یا جمله گذاشتن . رجوع به صحة گذاشتن و رجوع به صح شود.
صحه گذاریلغتنامه دهخداصحه گذاری . [ ص ِح ْ ح َ / ص َح ْ ح َ گ ُ ] (حامص مرکب ) صحة گذاشتن . رجوع به صحة گذاشتن و رجوع به صح شود.
صحه گذاشتنلغتنامه دهخداصحه گذاشتن . [ ص ِح ْ ح ِ/ ص َح ْ ح َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) علامت «صح » بالای کلمه ای گذاشتن . اصل آن صَح َّ گذاشتن است . رجوع به صح شود.