صببلغتنامه دهخداصبب . [ ص َ ب َ ] (ع اِ) زمین نشیب . || ریزش جوی یا راه در نشیب . ریگ ریزان . || (مص ) عاشق شدن . شیفته شدن . (منتهی الارب ).
سببفرهنگ مترادف و متضاد۱. انگیزه، جهت، دلیل، علت، منبع، موجب ۲. باعث، مسبب، واسطه، وسیله ۳. داعیه ۴. طرز، طریق، منوال ۵. خویشاوندی، قرابت، نسبت، علاقه ≠ بیگانگی، نسب ۶. آلت، افزار، اب
سببلغتنامه دهخداسبب . [ س َ ب َ ] (ع اِ) رسن و هرچه بدان بدیگری پیوسته شود. (منتهی الارب ) (غیاث ) (آنندراج ).رسن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل ص 56) : این سبب چه بْوَد بتازی گو
اصبابلغتنامه دهخدااصباب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ صَبَب . (منتهی الارب ). ج ِ صبب ،زمین نشیب و پستی . (آنندراج ). رجوع به صبب شود. || ج ِ صُب ّ. (قطر المحیط). رجوع به صب شود.
اصبابلغتنامه دهخدااصباب . [ اِ ] (ع مص ) در نشیب درآمدن . (منتهی الارب ). اَصَب َّ القوم ُ اصباباً؛ اخذوا فی الصبب . (قطر المحیط) (اقرب الموارد).
شیبیلغتنامه دهخداشیبی . (حامص ) شیوی . هبوط. صبب . (یادداشت مؤلف ). || (ص نسبی ) منسوب به شیب . نشیبی . مقابل فرازی .- سراشیبی ؛ سرازیری .
هبوطلغتنامه دهخداهبوط. [ هََ ] (ع اِ) زمین نشیب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زمین نشیب و سرازیر. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة). صبب . شیبی . پستی . مقابل صَعود. || مورچه ٔ
صبلغتنامه دهخداصب . [ ص َب ب ] (ع مص ) ریختن . ریختن آب و افشاندن آن . قوله تعالی : انا صببنا الماء صباً (قرآن 25/80). || توسعاً، رسیدن مصیبت . فرود آمدن بلا و نازله : صبت علی